بررسی جایگاه مدیریت دانش بر اساس نظریه نوناکا و رابطه آن با فرهنگ سازمانی

نوع مقاله: پژوهشی

نویسنده

عضو هیأت علمی واحد بجنورد

چکیده

در این پژوهش، نظر به مؤلفه های اصلی نظریه نوناکا: اجتماعی شدن، برونی سازی، ترکیب و درونی سازی، جایگاه مدیریت دانش در سازمان الف[1] مورد بررسی قرار گرفته و به دنبال آن هستیم که بدانیم مدیریت دانش و مؤلفه های آن در سازمان الف از چه جایگاهی برخوردار است و رابطه آن با فرهنگ سازمانی به چه شکل است. 
جامعه آماری این پژوهش را مدیران، میانی سازمان الف در سال 78-68 تشکیل می دهند که نمونه ای با حجم 30 نفر به روش تصادفی ساده از این جامعه انتخاب گردید. 
این اقدام با نظر به گستره حجم جامعه آماری مدیران که مشتمل بر 55 نفر م یباشند انجام شده است. جهت جمع آوری اطلاعات از دو پرسشنامه مدیریت دانش 62 سؤال و فرهنگ سازمانی 46 سؤال استفاده شده است. برای یقین روایی پرسشنامه مدیریت دانش در نتیجه محاسبه آلفای کرونباخ 9039/ 0 و فرهنگ سازمانی 9262/ 0 می باشد. 
تحلیل داده ها نشان داده است که برونی سازی در قلمرو مدیریت دانش در سازمان الف از بالاترین جایگاه برخوردار است. سپس به ترتیب ترکیب،  درونیسازی و اجتماعی شدن در مراتب بعدی قرار گرفته اند. همچنین بر اساس نتایج به دست آمده میان فرهنگ سازمانی و اجتماعی شدن، ترکیب و درونی سازی رابطه معناداری وجود دارد ولی میان فرهنگ سازمانی و برونی سازی رابطه معناداری وجود ندارد. پس  میتوان گفت که مدیران در سازمان الف بیش از آن که تمایل به درونی کردن دانش و رقابت با یکدیگر داشته باشند تمایل به تشریک و تبادل دانش و تجارب خود با یکدیگر دارند که خرده فرهنگهای سازمانی در سازمان الف بر این مورد بی تأثیر است.  

کلیدواژه‌ها