کاربست رویکرد ساخت و سازگرایی در آموزش و پرورش

نوع مقاله: پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای برنامه ریزی درسی، عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تربت حیدریه

2 دانشجوی دکترای برنامه ریزی درسی، عضو هیأت علمی دانشگاه مازندران

چکیده

یادگیری انسا ن یکی از موضوعاتی است که در حوزه روان شناسـی شـناختی از جایگاه والایی برخوردار می باشد. از ابتـدای آغـاز علـم روانشناسـی در سـال 1878 تـاکنون صاحبنظران مختلف روانشناسی با نگریستن از زوایـای مختلـف بـه رفتـار انـسان سعی کرده اند تا یادگیری را تبیین کنند. ظهور دیدگاه های رفتارگرایی کلاسیک و کنش گرا ،یادگیری اجتماعی،  گشتالت، شناختی، پردازش اطلاعات و ... حاصل این امر مـی باشـ د. از جمله رویکردهای نوینی که در بحث یادگیری انسان بعنـوان پـارادایمی نـو ظهـور مطـرح مـی باشـ د. رویکـرد ساخت  و سـازگرایی اسـت کـه با الهـام از کارهـای پیـاژه، دی ویی، ویگوتسکی، برونر و ... شکل گرفت.  
در این مقاله سعی میگردد با ارائه مفهـوم، تاریخچـه،  انـواع و مزایـای سـاخت و سازگرایی  و کاربرد آن در آموزش  و پرورش گامی در راستای آشناسـازی خواننـده بـااین رویکرد برداشته شود.  

کلیدواژه‌ها