بررسی نقش میانجی‌گری خودپنداره‌ی تحصیلی در رابطه‌ی بین الگوهای ارتباطی خانواده با انگیزه‌ی پیشرفت

نوع مقاله: پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه شهید باهنر کرمان Ebrahim_sa23@yahoo.com

2 استادیار دانشگاه شهید باهنر کرمان

چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی خودپنداره­ی تحصیلی در رابطه­ی بین الگوهای ارتباطی خانواده با انگیزه­ی پیشرفت انجام پذیرفت. پژوهش حاضر از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش، دانشجویان دانشگاه شهید باهنر کرمان به تعداد 12947 نفر بودند که از بین آن­ها 380 نفر (150 پسر، 230 دختر) به روش خوشه‌ای چند مرحله­ای انتخاب شدند. شرکت کنندگان پرسشنامه­های الگوهای ارتباطی خانواده (فیتزپاتریک و ریچی، 1997)، خودپنداره­ی تحصیلی (لی یو و وانگ، 2005)، انگیزه­ی پیشرفت (هرمنس، 1970) را تکمیل کردند. داده­ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون تحلیل مسیر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.  نتایج حاکی از آن بود که الگوهای ارتباطی خانواده به‌طور مثبت و معنی­دار پیش‌بینی کننده خودپنداره­ی تحصیلی می‌باشد و خودپنداره­ی تحصیلی نیز به‌طور مثبت و معنی­دار انگیزه­ی پیشرفت را پیش‌بینی می‌کند. الگوهای ارتباطی از طریق متغیر واسطه‌ای خودپنداره­ی تحصیلی نیز انگیزه­ی پیشرفت را پیش‌بینی می‌کند. درنتیجه­ی­ بیشتر بودن اثرات کلی دو مسیر مستقیم و غیر­مستقیم ابعاد الگوهای ارتباطی خانواده و خودپنداره­ی تحصیلی یک نقش میانجی‌گری نسبی برای خودپنداره­ی تحصیلی بین الگوهای ارتباطی با انگیزه­ی پیشرفت وجود دارد. نتیجه گرفته می­شود که می­توان با آموزش و توجه بیشتر به روابط بین خانواده و خودپنداره افراد در افزایش انگیزه­ی پیشرفت، بهره گرفت.
 

کلیدواژه‌ها